براساس اصل ۷۹ قانون اساسیِ مصوب ۱۲ آذر ۱۳۵۸ (بازنگریشدهٔ ۶ مرداد ۱۳۶۸) خورشیدی:
برقراری حکومت نظامی، ممنوع است. در حالت جنگ و شرایط اضطراری نظیر آن، دولت حق دارد با تصویب مجلس شورای اسلامی، موقتاً محدودیتهای ضروری را برقرار نماید، ولی مدت آن، به هر حال نمیتواند بیش از سی روز باشد و در صورتی که ضرورت همچنان باقی باشد، دولت موظف است مجدداً از مجلس، کسب مجوز کند
و براساس نص صریح اصل ۹ همون قانون:
هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هرچند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند
با توجه به اینکه اینترنت امروز یکی از حقوق پایهای بشره و قطعی و اختلالش، کاملاً همون کاری رو با زندگی روزمره و امنیت روانی-اقتصادی افراد میکنه که حکومت نظامی به سر مردم میاره؛ و با عنایت به اینکه امروز (۱۸ بهمن) بیشتر از ۳۱ روز از اختلالات عمیقش میگذره؛ چه سازوکاری برای پیگیری و اعتراض به نقض فاحش و مبرهن یکی از حقوق اساسی ملت، دو تا از اصول مهمِ قانون اساسی و احقاق اونها وجود داره تا به «ما» انگ اغتشاشگر و بیگانهپرست و غربگرا و جاهل و باطل و چه و چه چسبونده نشه؟
این، همون قانون اساسیه که به اتکای بهش، هر صدایی با برچسب «غیرقانونی» ساکت میشه، شورای نگهبان وظیفهٔ پاسداری ازش رو بر عهده داره، دولت موظف به اجراشه و تمام ارکان کلان و خردِ سیاسی و نظامی، براساس اصولِ ۱۷۷ـگانهٔ اون، انتخاب و انتصاب و عزل و استعفا و عمل میکنن.
سوال: مهدیار تو که تکلیفت معلومه، پس چرا استنادت به قانون اساسیه؟ این تناقض نیست؟
جواب: اتفاقاً نامتناقضترین کار، همینه! چون تا ثانیهای که قانون اساسی جدید (چه در حکومت فعلی و چه بعدی) در مجلس (خبرگان قانون اساسی یا موسسان یا هر عنوان دیگهای) به تصویب، همهپرسی و ابلاغ نرسیده، «این قانون اساسی» (فارغ از انتقادات و ایراداتی که بهش وارده) نهتنها با قدرت معتبره، بلکه تنظیمکننده و تعیینکنندهٔ رابطهٔ بین تمام افراد (مردم با هم، مردم با مقامات و مقامات با هم) خواهد بود. یعنی اون دوستی که هواداره، منی که نیستم و دیگری که مقامی داره، تا آخرین لحظهٔ اعتبار این قانون اساسی، همهٔ روابطمون بر مبنای اون، تنظیم و تعیین میشه.
متناقض اونجاست که مدعی «قانون» باشی و با چوبِ «قانون» جامعه رو خطکشی کنی ولی اصلیترین و بالاترین سند رسمیِ خودت رو با برچسب «مصلحت» و «تو نمیفهمی» بپیچونی و طور دیگه رفتار کنی و یه عدهای هم داشته باشی که مدام برات در حال احمقانهترین توجیهگریها باشن و بگن: اینترنت چیز مهمی نیست؛ نخیر! هست، جزو مهمترینها و پایهایترینها هم هست.
دقت کنید: دارم میگم «اینترنت» و نه «اینترانت». پس نشنوم با الفاظ جعلی (اینترنت بینالملل و داخلی و...) خلت مبحث راه بندازید؛ وگرنه برخورد بدی نشون میدم. انگار که بگن فقط تو کوچهها حق داری رانندگی کنی و اجازه نداری بری خیابون! یه عده هم بدو بدو بیان بگن بله خیلی درسته! و از الفاظ مزخرف خیابون داخلی و بینالکوچهای (!) استفاده کنن تا زهرش کم بشه!
(اینترنت فقط یک مثال بود)
درود مهدیار جان، مثل همیشه عالی نواختی