«ناامیدی» قدیمیترین تاکتیکِ روانی جهانه؛ این روزا (بیشتر از همیشه) همهمون باید مراقبِ «امید»ـمون باشیم.
(امید نمیمیره)
«ناامیدی» قدیمیترین تاکتیکِ روانی جهانه؛ این روزا (بیشتر از همیشه) همهمون باید مراقبِ «امید»ـمون باشیم.
(امید نمیمیره)
بهش گفتم: پیرمرد، به چی فکر میکنی؟
گفت: ما هم فکر میکردیم اون روز، آخر دنیاست؛ ولی دنیا هنوزم ادامه داره. ضمناً پیرمرد هم خودتی.
(راست میگفت)
چون امروز زادروز حضرتِ فردوسیه، یه خرده راجع بهش حرف بزنیم:
(«ضحاک» از فردوسی و با صدای مونشید و شاین)
(درسته نسل ما فردوسی رو ندید ولی استاد بهرام بیضایی رو دید؛ هرچند که خیلی زود رفت)
دوستی برای پست قبلی کامنت خصوصی فرستاده: «چرا راجع به قطعی اینترنت و ضررهاش بیشتر نمینویسی؟». خودم فکر میکردم به اندازهٔ کافی پست قبلی واضح هست و مشخصه تیغ تیز کلماتم داره کدوم شاهرگِ کی رو میبره ولی چون نمیتونستم مستقیم جوابشونو بدم، اینجا مینویسم:
بین املای اینترنت و اینترانت فقط یک الف تفاوته ولی دریایی از اختلاف در همون یک الف نهفته است که حتماً خودتون میدونید و نیازی نیست منِ کمترین راجع بهش حرف بزنم؛ اگه هم تفاوتی احساس نمیکنید یا احیاناً از اینترانت، رضایت بیشتری دارید، حتماً خودتونو به اولین مرکز درمانی معرفی کنید؛ شما نمیدونید برای چی دارید خودتونو معرفی میکنید ولی اونا میدونن برای چی باید بستریتون کنن!
از زیادهگویی و مسخرهبازی که بگذریم، حالا که اینترنت داره «مرحله به مرحله» وصل میشه، اگه دوست داشتید همچنان ارتباط داشته باشیم و شاید هم علاقه داشتید نوشتهها و عکسا و فیلما و آهنگام رو بخونید و ببینید و بشنوید، میتونید من رو تو اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید. اگه هم دوست نداشتید، فدای یک تار موی خودتون و عزیزانتون و عزیزانمون؛ که تا همین چند روز پیش، تعدادمون بیشتر بود.
سعی میکنم بیشتر این حوالی بیام و با اینجا مهربونتر باشم و بعد از سالها به دستهٔ «فعالان» برگردم، ولی طبق عادت همیشگی: قول نمیدم تا بدقول نشم. من همیشه خودمو بچهٔ وبلاگ دونستم و هیچ وقت هویت مجازی و حقیقیم رو جدای از «نوشتن» و «وبلاگ» تعریف نکردم و نمیکنم و نخواهم کرد. برای همین هم با افتخار بالای کانال و پیجم نوشتم: «وبلاگنویس سابق».
(مراقب خودتون و ایران خانم، باشید؛ خداوندِ ایران نگهدار و نگهبانتون باشه)